میخواهم حرف بزنم.میخواهم مخاطب خاص این پستم باشی...لطفاًباش...میخواهم از ضمیر مفرد استفاده کنم...نمیدانم زشت است یا نه...ولی میخواهم آنقدر راحت حرف بزنم که حس کنم کنارم هستی...همونقدر نزدیک که خودت گفتی...خدای من...ممنون که هستی...ممنون که فکر بودنت ناگهان تمام آرامش نداشته را میریزد در وجودم...ممنون که هیچ وقت نگران نبودنت نیستم...ممنون که بدون اینکه تلاش کنم تا جان حرفهایم را بگویم خودت میفهمی...کافیست حس کنم...کافیست در دلم بگویم...کافیست فقط نگاه کنم...یا بغض...ممنون خدا که همه حرفای گفته و نگفته دلم را میدانی...ممنون که تا ناامید میشوم حضورت بهترین امیدست...حتی ممنون که با وجود اینکه بعضی وقتها یادم میرود که هستی بازهم حواست به من هست...خواسته یا نخواسته هوایم را داری ...خدای من...وقتی فکر میکتم که جایی که هستم شاید برای من نیست شاید چیزی نیست که من میخواستم و کلی افکار ریز و درشت دیگر که حمله میکنند به من بی دفاع,این فکرست که من را آرام میکند:حتما تو خواستی...خدایا ممنون که اگر من غلط بخواهم تو راه درست را پیش من میگذاری...خدایا من میترسم از روزی که فکر تو به من آرامش ندهد...من وحشت دارم از لحظه ای که حس پوچی کنم و یاد تو من را از برزخی که درونش دست و پا میزنم نجات ندهد...سردرگم و گیج میشوم وقتی رشته وصل کننده من به تو کهنه بشود..نخ نما یشود...و می افتم اگر پاره بشود..پرت میشوم در خودم و میشکند تمام قلبم با صدایی بلند...خدای من...تو میدانی که برزخ من چقدر بزرگست..تو خوب میدانی که نرسیدن های من چقدر زیادست و قدرت من چقدر کم...میدانی که من بعضی وقتها چقدر بد میشوم و همه چیز را فراموش میکنم...خدای من..خدای حرفهای ناگفته من...ممنون...هرچند نتوانستم تمام چیزهایی که در قلبم سنگینی میکند را برایت بگویم و تمام چیزهایی که گفتم مثل یک پازل ناقص شد ولی مطمئنم که نگفته و ناقص گفته باز هم میفهمی من را...و بهتر از فهمیدن اینست که میشناسی ته این راه را...خدای من..انتهای این راه را برایم سبز کن که من از خشکی میترسم...از پوچ بودن میترسم...خدایا من ضعیفم و تو خدای منی.. خدایا من از ضعیف بودن می ترسم...از تو قویتر نمیشناسم...تمام نقص و نداشته هایم را به تو میسپارم و میخواهم آن چه که میدانی...تو مرا آفریدی و خوب میشناسیم...ممنون خدا که هستی...

برچسب: ممنون خدا,ممنون خدا جون,خدایا ممنون,ممنونم خدا,خدایا ممنون که هستی,خدايا ممنون,ممنونم خداجون,خدایا ممنون از یاسر بینام,خدایا ممنون یاسر بینام,ممنونم خدا جونم,
نویسنده: اشکان جعفرینژاد