چقدر دلم بودنت و میخواد..ولی انگار دستی دهنم رو بسته و دستی دستام رو گرفته..نمیخوام با برگشتنم آرامشت و ازت بگیره..به قیمت خودخواهی خودم..به قیمت اینکه میخوام باشی و ..
صدامو بازم میشنوی؟؟
بازم برام دعا میکنی؟؟؟
باورت میشه حتی روم نمیشه بهت بگم حلالم کنی..
..یه روز خوب میاد..خدا کنه بیاد..
تو یه شعر ناتمامی تو شب سیاه من...
برچسب:
نویسنده: اشکان جعفرینژاد